الشيخ رسول جعفريان

379

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

از عبادة بن صامت محتواى بيعت به صورت ديگرى نقل شده است . ذهبى در تاريخ الاسلام [ السيرة النبويه ] اين روايت را در بيعت عقبه اولى آورده كه بايد اشتباه باشد اين نقل مربوط به مواردى است كه در بيعت دوم مطرح گرديد . سمهودى با اشاره به اينكه آن زمان حكم قتال ( جهاد ) نازل نشده بود مىافزايد : پيش از اين بيعت ، جز حكم نماز و توحيد ، چيزى نازل نشده بود . « 1 » واقعيت آن است كه محتواى اين بيعت نزول چند حكم طبيعى و فطرى بود ، زنا براى عرب ( و هيچ قوم ديگرى ) نمىتوانست پسنديده باشد . سرقت ، كشتن فرزندان و كذب با شدّت بيشترى همين وضع را داشت . در اين صورت بايد گفت تازه مسلمانان يثرب ، بر سر اصول فطرى با رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بيعت كردند . جاذبهء چنين اقدامى را نبايد از نظر دور داشت . اين افراد به يثرب بازگشتند و به سراغ « كسانى كه آمادگى پذيرش اسلام را داشتند رفتند . « 2 » بطورى كه اسلام در آنجا گسترش يافت . در اين باره كه آيا در همان زمانِ رفتن ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ، مُصْعب بن عمير را به مدينه فرستاد يا بعد از چندى به دعوت مسلمانان يثرب ، اختلاف نظر وجود دارد . ابن اسحاق قول اول را پذيرفته « 3 » گرچه از وى قول دوم نيز روايت شده است . « 4 » اما بلاذرى و ابن سعد نوشته‌اند كه پس از چندى آنها ضمن نامه‌اى از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم خواستند تا مُصْعب را براى تعليم قرآن نزد آنان بفرستد . « 5 » در نقل ابن شهاب آمده كه آنها معاذبن بن عفراء و رافع بن مالك را نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرستادند تا كسى را براى تعليم دين نزد آنان بفرستد . « 6 » اين سخن درست‌تر مىنمايد . چند خبر زير اين مطلب را تأييد مىكند . گفته شده است كه اسعد بن زراره « اوّل مَن جَمَّع الناس بالمدينة » . سهيلى دربارهء اين « اجتماع در جمعه » مىنويسد : اين قبل از آمدن حكم ( نماز ) جمعه بوده و تنها پس از هجرت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم حكم آن نازل شد . به نقل مورّخان از آنجا كه اوس و خزرج [ بدليل اختلافات قبلى ] كراهت داشتند كه يكى از ميان آنان امامت كند ، خواستند تا مُصْعب بن عمير امامت آنان را عهده‌دار شود . « 7 » با آن كه سمهودى در اين خبر

--> ( 1 ) . وفاء الوفاء ، ج 1 ، ص 224 ( 2 ) . انساب الاشرف ، ج 1 ، ص 239 [ قدموا على قوم قابلين للاسلام ] ( 3 ) . السيرة النبوية ، ابن هشام ، ج 2 ، ص 434 ؛ تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 357 ( از ابن اسحاق ) ، إمتاع الاسماع ، ج 1 ، ص 35 ؛ عيون الاثر ، ج 1 ، ص 208 ( 4 ) . دلايل النبوه ، بيهقى ، ج 2 ، ص 437 ( 5 ) . طبقات الكبرى ، ج 1 ، ص 220 ؛ أنساب الاشراف ، ج 1 ، ص 239 ؛ السيرة الحلبيه ، ج 2 ، ص 8 ( 6 ) . السيرة النبويه ، ذهبى ، ص 294 ( 7 ) . وفاء الوفاء ، ج 1 ، ص 224 ؛ السيرة النبويه ، ابن كثير ، ج 2 ، ص 181 ( از ابن اسحاق ) ؛ عيون الاثر ، ج 1 ، ص 208